فعل آینده در زبان های ایرانی از دوره باستان تاکنون با تحولاتی همراه بوده است. در فارسی باستان ساخت خاصی به نام آینده وجود نداشت و غالباً از وجه التزامی برای اشاره به آینده استفاده می شد. برای فعل در زبان فارسی دو زمان وجود دارد: گذشته، حال و آینده.
فعل مجهول فعلی است که به مفعول نسبت داده میشود و به نهادی که قبلاً در جملهٔ معلوم، مفعول بوده است، نسبت میدهند. فعل را میتوان کلمهای دانست که عهدهدار مشخص کردن زمان وقوع فعل، شخص، وجه و معلوم یا مجهول بودن جمله است.
صفت واژه یا گروهی از واژهها است که قبل یا بعد از اسم مى آید، و آن را با ویژگى یا مفهومى همراه مىکند و درباره آن توضیح میدهد.
صفت فاعلی را یکی از وابستههای پسین اسم تعریف کردهاند که در دسته صفتهای بیانی قرار میگیرد و پس از اسم میآید؛ با کسره به اسم افزوده میشود و چگونگی و مشخصات اسم را از قبیل رنگ، قد، شکل، وضع، حجم، مزه، اندازه، مقدار، ارزش، فاعلیت، مفعولیت و نسبت بیان میکند.
التزام از نظر لغوی بر وزن افتعال عربی است؛ یعنی کاری را لازم و واجب دانستن است؛ تعریف مضارع التزامی در زبان فارسی انجام گرفتن کاری را در زمان حال به صورت الزام (باید)، شک وتردید، شرط، آرزو و خواهش بیان می کند. فعل مضارع التزامی وظیفه نشان دادن زمان حال یا آینده و تعداد مخاطبان را در جمله به عهده دارد.
فعل مضارع ساده،سادهترین شکل فعل است که با چسبیدن شناسهها به بن فعل ساخته می شود. هیچ حرف یا فعل دیگری در ساخت آنها وجود ندارد.
فعل مضارع مستمر فعلی ست که در بیشتر کاربردهایش از وقوع فعل در لحظه و حالی که در حال گذشتن است، خبر می دهد و با فعل کمکی ساخته میشود.
فعل مضارع اخباری به فعلی گفته میشود که از انجام کاری در حال یا آیندهی نزدیک خبر میدهد. «می» استمراری با قرار گرفتن بر سر بن مضارع، دورهای از زمان را که از حال شروع میشود، به آینده میرساند.
ماضی استمراری در زبان فارسی به فعلی گفته می شود که دلالت بر انجام کاری در گذشته دارد که تاکنون ادامه دارد. در زبان عربی هم معنای فعل ماضی استمراری به همین شکل است.یعنی دلالت بر انجام کاری در زمان گذشته دارد که تا کنون جاریست و ادامه دارد. این فعل با آمدن «می» بر سر بن ماضی و پیوستن شناسهها به آنها ساخته میشود.
بن یا ریشه در دستور زبان فارسی به جزء اصلی، ثابت فعل گفته می شود و امکان تجزیه آن وجود ندارد. وقتی تمام عناصر غیر اصلی فعل که برای ساختن حالت های مختلف فعل به آن متصل شده اند را از فعل کسر کنید در اخر ریشه ی فعل باقی می ماند که امکان کم شدن چیزی از آن وجود ندارد. برای مثال، در شش صیغه از فعل رفتن، جزء «رو» که بن مضارع از فعل رفتن است، ثابت میماند که در ترکیب با یکی از شناسههای َم، ی، َد، یم، ید، َند صورت و معنای تازهای یافته مییابد.
هر چقدر که تحصیلات آکادمیک داشته باشیم یا اهل مطالعه باشیم در صورتی که در نوشتههایمان غلط املایی وجود داشته باشد،در نگاه خواننده فردی کمسواد یا انسانی بیدقت شناخته خواهیم شد؛